تبليغاتX
هر مرادی را به همت می توان تسخیر کرد




از متن نامه ی یک سرباز به همسرش

دوستت  دارم

 

 با تفنگی که بر دوش

کمی از این رخنه ای که کرده ایم در آنها

و ساعتی که تنظیم شده روی پنج

    نمی دانم چرا ؟

اما قرار نبود غم انگیزتر باشد همه چیز اینقدر

برای ما /که دیگر نشنوی تمام که می شود روز

عبور آوازم را در ساحل

چطور بگویم

در واقع بی وقفه تو را دوست داشته ام 

 و دیگر هیچ

اما تفنگی که دارم بر دوش

می دانم چه هولناک امانم نمی دهد اما

قربانت    تا ساعت پنج


| +| نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 15:24 توسط دل شکسته |